جملات بي نظير از بزرگان

ابن سینا: من در میان موجودات از گاو خیلی می‌ترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد!

لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد. ((نارسیس
))

مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف می‌‌شوی و مهم‌تر آنکه خوک از این کار لذت می‌برد. "جورج برنارد شاو
"


آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند
.
(
مونتسکیو
)

دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند
.*
انیشتین



بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی......
نلسون ماندلا



یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که برخی دیگر حسرتش را
مثل : بابا، مامان، پدربزرگ....


مرد به این امید با زن ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند
.
"
آلبرت انیشتین
"

روان‌نژندها توی آسمان، قصرها می‌سازند. روان‌پریش‌ها توی آن‌ها زندگی می‌کنند. روان‌پزشک‌ها می‌روند اجاره‌ها را می‌گیرند
.



جملۀ «نگران نباش، درست‌اش می‌کنیم.»، از مقدس‌ترین عباراتِ دنیاست. فکر می‌کنم کسانی که روزی این جمله را از کسی می‌شنوند، جزء آدم‌های خوش‌شانس دنیا به حساب می‌آیند. «نگران نباش، درست‌اش می‌کنیم


خود فریبی به این صورت بیان شده است که انگار روی وزنه‌ای ایستاده‌اید تا خود را وزن کنید، در حالی که شکم‌تان را تو داده‌اید
.
چارلز استیون هامبی


 

بچه‌دار شدن تصمیم خطیری‌ست. با این تصمیم می‌گذارید که قلب‌تان تا ابد جایی در بیرون و دوروبر تن‌تان به سر برد. / الیزابت استون

می‌شود از امشب قانون تازه‌ای در زندگی بنا بگذاریم؟ همواره بکوشیم قدری بیش‌تر از نیاز، مهربان‌ باشیم.جی.‌ام. بری


شاید چشم‌های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک‌های‌مان شسته شوند، تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف‌تری ببینیم. / الکس تان

دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند
انتوان چخوف

بهتر است که در این دنیا فکر کنم خدا هست و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست . و این بسیار بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست و در آن دنیا بفهمم که هست .
آلبر کامو 

 
جهان سوم جایی است که هر کسی بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه‌اش خراب می‌شود و هر کسی بخواهد خانه‌اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد.
پروفسور حسابی 

 
هر شکلی از حکومت محکوم به نابودی با افراط در همان اصولی است که بر آن بنا نهاده شده است 
 
ویل دورانت   

 
مردم دو دسته‌اند، یا گول می‌خورند یا گلوله 

از دفتر خاطرات یک دیکتاتور 

 
هیچگاه امید کسی را ناامید نکن ، شاید امید تنها دارایی او باشد . ارد بزرگ 

 
من هیچ راه مطمئنی به سوی خوشبختی نمی شناسم. اما راهی را می شناسم که به ناکامی منجر می شود. گرایش به خشنود ساختن همگان
افلاطون


وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی

داستان های کوتاه و خواندنی

مفهوم خانواده

با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم
اووه ! معذرت میخوام … من هم معذرت میخوام.
دقت نکردم … ما خیلی مؤدب بودیم، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم؛ اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم ؟!

کمی بعد از آنروز، در یک غروب غمگین مشغول پختن شام بودم. دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد اما همینکه برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش ولی بدون کمترین توجهی با اخم به او گفتم: "اه ! ازسرراه برو کنار" قلب کوچکش شکست و رفت ! اصلا نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم ...

وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:
وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی !
برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.
آنها گلهایی هستند که او برایت آورده بود. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی ...
او تنها به این خاطر آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه
هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی

در این لحظه بود که احساس حقارت کردم و بی امان اشکهایم سرازیر شدند.

آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم ... بیدار شو کوچولو، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟
گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم. نمی بایست اونجور سرت داد می کشیدم
دخترم گفت : اشکالی نداره مامان چون من به هر حال دوستت دارم مامان
من هم دوستت دارم دخترم
و گلها رو هم دوست دارم
مخصوصا آبیه رو ...

کوچولوی من ادامه داد : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگل هستن. میدونستم دوستشون داری، مخصوصا آبیه رو ...


آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکت یا موسسه ای که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشین جدیدی می آورد؟
اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد؟
و به این فکر کنید که ما خود را عجیب وقف کار میکنیم و به خانواده مان آنطور که باید اهمیت نمی دهیم!

چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !
اینطور فکر نمی کنید؟!
به راستی کلمه "خانواده" یعنی چه ؟!

داستان های کوتاه و خواندنی

زشت ترین دختر کلاس


دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یکدفعه کلاس از خنده ترکید …

بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند.
او گفت: اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.

او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند. او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا!

سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:
برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!

در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟
و همسرم اینگونه جواب داد:
من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ...


شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند
دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند
و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست

داستان های کوتاه و خواندنی

تغییر دنیا


بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: "کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!"

داستان های کوتاه و خواندنی

میمون ها و کلاه فروش


کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست!
بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.
به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند و او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند ...
یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند!
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟!

نکته : رقابت هیچگاه سکون نمی شناسد

داستان های کوتاه و خواندنی

آیینه و شیشه


جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...
عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.
بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
گفت: خودم را می بینم !
عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !
آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"
اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.
اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !
تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...

داستان های کوتاه و خواندنی


مورچه و سلیمان


روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...

چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...

داستان های کوتاه و خواندنی

حکایت چهار دانشجو‎


چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:


که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه ...

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند.

استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

1. نام و نام خانوادگی؟
2 نمره

2. کدام لاستیک پنچر شده بود؟
18 نمره

الف. لاستیک سمت راست جلو
ب. لاستیک سمت چپ جلو
ج. لاستیک سمت راست عقب
د. لاستیك سمت چپ عقب

بنظر شما دوستان، آیا اون 4 دانشجو توانستند به سوالات پاسخ صحیح بدهند ؟!

داستان های کوتاه و خواندنی

داستانی متفاوت از چوپان دروغگویی دیگر


یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...

یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.

آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: "گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ". وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!

پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...

چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد. اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد "آی گرگ، آی گرگ" چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است !!!

مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم. اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند.

بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از "گاز" سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: "خود کرده را تدبیر نیست". یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان "چوپان دروغگو" را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش از هر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.

اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت: دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست ""راستگو"" باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه ""گوسفندان""، ""چماق"" و ""سگ های نگهبان"" خود را به یک نفر نسپاریم**.

 

داستان های کوتاه و خواندنی

داستان های کوتاه و خواندنی



از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !


امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...

باید و نبایدهای روز عشق ایرانی

درست به همان اندازه که این روز را دوست داریم، استرس و اضطراب زیادی هم داریم. باتوجه به بالا رفتن شدید قیمت‌ گل و شکلات و جواهرات به مناسبت این روز، فشار و استرس برای پیدا کردن هدیه مناسب غیرقابل‌اجتناب است. البته تمام سعی ما این است که هدیه را از صمیم قلب به عشقمان بدهیم و می‌دانیم که عشق باارزش‌ترین قسمت این اتفاق است. اما بااینحال، کنترل استرسمان کمی دشوار است.

بااینکه احساس می‌کنید باید حتماً در این روز به عشقتان هدیه‌ای بدهید اما منطقتان را فراموش نکنید. در زیر به 7 کاری که باید شدیداً از انجام آن در این زمان از سال خودداری کنید اشاره می‌کنیم:

قرض کردن برای خرید هدیه
به هر قیمتی که شده باید از قرض گرفتن پول برای خریدن هدیه روز عشق خودداری کنید. درست است که مواقع اضطراری پیش می‌آید اما این مربوط به مواقعی است که آن پول اهمیت خیلی زیادی در زندگیتان دارد و روز عشق جزء این اتفاقات و مواقع نیست. هر چقدر هم که همسرتان را دوست داشته باشید، اما این بدهی ارزشش را ندارد چون یک روز خوشحالیتان با هفته‌ها یا شاید ماه‌ها استرس مالی شما برابر خواهد بود. پس سعی کنید به اندازه بودجه‌تان هدیه بخرید.

هزینه کردن بیشتر از آنچه خودتان دوست دارید
روز عشق رویدادی برای جشن گرفتن عشق و دلدادگی است نه مادیات. با در نظر داشتن این واقعیت، سعی کنید راه‌هایی غیرمادی برای نشان دادن عشقتان و خوشحال کردن همسرتان در این روز پیدا کنید. یک شام خوشمزه درست کنید. یک شب را در کنار هم تنها در خانه سپری کنید و جشن بگیرید. با هم به پارک یا هر تفریگاه دیگر بروید. نباید احساس کنید که خسیس‌بازی درآورده‌اید یا اینکه به همسرتان بی‌توجهی کرده‌اید. فقط می‌خواهید برای یکبار هم که شده منطقی عمل کنید.

بیش از اندازه انتظار داشتن
اگر می‌بینید که امیدوارید یک انگشتر الماس فوق‌العاده در این روز هدیه بگیرید، وقتش رسیده که از این افکار دست بکشید. خیلی وقت‌ها بدون اینکه متوجه شویم همسرمان را در حد استانداردهای فوق‌العاده غیرعادی بالا می‌گیریم. سعی کنید ارزیابی منطقی از وضعیت همسرتان داشته باشید و انتظاراتتان را نیز براساس آن ارزیابی قرار دهید.

دلسوزی برای خود اگر در این روز تنهایید
بیشتر اوقات افراد مجرد در روز عشق احساس ناراحتی می‌کنند. اگر احساس کردید که چنین حسی به شما هم دست داده است، سعی کنید چند نفر از دوستان مجردتان را دور خود جمع کنید و با هم خوش بگذرانید. می‌توانید حتی استقلالتان را جشن بگیرید! حتی لازم نیست پول هم خرج کنید. یک غذای خوشمزه بپزید و در کنار هم لحظات خوشی داشته باشید.

بیش از اندازه خود را درگیر این روز کردن
به جای اینکه مدام به جزئیات این روز، اینکه چه بخرید، چه بپوشید، کجا بروید و اینها، فکر کنید، سعی کنید از لحظاتتان لذت ببرید. البته باید برای این روزتان برنامه‌ریزی داشته باشید اما لازم نیست آنقدرها هم خودتان را درگیر کنید چون با اینکار فقط وقت و پول زیادی را هدر خواهید داد. سعی کنید آرامش خودتان را حفظ کنید، خودتان باشید و سعی کنید خوش بگذرانید. نگذارید روز عشق به منبع استرس برایتان تبدیل شود.

هزینه کردن برای غذا و هدایایی که از بین می‌روند
چرا پولتان را صرف خرید گل و شکلات کنید که طی چند روز خراب می‌شوند؟ سعی کنید هدایایی بخرید که دوام بیشتری داشته باشند.

به گردن گرفتن همه مسئولیت مالی
روابط قوی مستلزم مصالحه هستند. به جای اینکه فکر کنید باید همه هزینه‌های یک قرار ملاقات مجلل را بپردازید، سعی کنید هزینه‌ها را تقسیم کرده و با هم برای این روز برنامه‌ریزی کنید. بااینکه سورپرایز کردن همدیگر خیلی جالب است اما با هم ساختن یک اتفاق هم به همان اندازه لذت‌بخش است. اگر از نظر مالی و زمانی احساس فشار می‌کنید، میتوانید مسئولیت این رویداد را با هم تقسیم کنید. بالاخره هر چه که باشد در عشق واقعی همه چیز باید تقسیم شود.

خط آخر
بدون شک روز عشق یکی از زیباترین و هیجان‌انگیزترین روزهای سال است. پس به جای اینکه آن را به روز پراسترس و فشار تبدیل کنید، سعی کنید بااستفاده از نکاتی که در بالا اشاره کردیم، همه چیز را راحت‌تر بگیرید تا بتوانید عشق رابطه‌تان را بهتر احساس کنید. هر کاری که می‌کنید سعی کنید با منطق جلو بروید و برای لذت یک روزه خیلی احساسی نشوید.

من به مردی وفا نمودم و او

من به مردی وفا نمودم و او

پشت پا زد به عشق و امیدم

هرچه دادم به او حلالش باد

غیر از آن دل که مفت بخشیدم

دل من کودکی سبک سر بود

خود ندانم چگونه رامش کرد

او که می گفت دوستت دارم

پس چرا زهر غم به جامش کرد

باز هم در نگاه خاموشم

قصه های نگفته ای دارم

باز هم چون به تن کنم جامه

فتنه های نهفته ای دارم

باز هم می توان به گیسویم

چنگی از روی عشق و مستی زد

باز هم می توان در آغوشم

پشت پا برجهان هستی زد

باز هم می دود به دنبالم

دیدگانی پر از امید و نیاز

باز هم با هزار خواهش گنگ

می دهند به سوی خویش آواز

باز هم دارم آنچه را که شبی

ریختم چون شراب در کامش

دارم آن سینه را که او می گفت

تکیه گاهیست بهر آلامش

ز آنچه دادم مرا به او غم نیست

حسرت و اضطراب و ماتم نیست

غیر از آن دل که پر نشد جایش

به خدا چیز دیگرم کم نیست

کو دلم ، کودکی که برد و نداد

غارتم کرده ، داد می خواهم

دل خونین مرا چه کار آید

دلی آزاد و شاد می خواهم

دگرم آرزوی عشقی نیست

بیدلان را چه آرزو باشد

دل اگر بود باز می نالید

که هنوزم نظر با او باشد

او که از من برید و ترکم کرد

پس چرا پس نداد آن دل را

وای بر من که مفت بخشیدم

دل آشفته حال غافل را


οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

هم رنگ تمام آرزوهای منی/ غارتگرجان ومال و دنیای منی

بی تونفس کشیدنم ممکن نیست/ساده بگویم که همه دنیای منی . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

هیچ میدانی ؟

جای “عزیزم غصه نخور” های تو را

دیازپام گرفته است . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

اگر خوبان عالم جمع باشند / یقینا نزد من ، تو بهترینی

اگر از خوبترها حلقه سازند / تو در آن حلقه ، میدانم نگینی . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

اگر دوستم داری بلند فریاد بزن حتی اگرنشنوم باورت می کنم  عشقم . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

گاهی فرار می کنم

از فکر کردن به تو

مثل رد کردن آهنگی که

خیلی دوستش دارم . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

تمام قندهای توی دلم را آب کردم برای تو

تویی که چایت را همیشه تلخ می خوری  . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

نیمه گـُمشده ام نیستی که بـا نیمه ی دیگــر به جُستجویت برخیزم

تو… تمام گُمشده منی . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

غمگینم ، مثل پیرزنی که آخرین سرباز برگشته از جنگ ، پسرش نیست . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

تو نیامده بودی که جای خالیت را پر کنی

آمده بودی ببینی من با جای خالیت چه می کنم  . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

دیگر فرصتی برای پیامک نیست ، دست واژه ها را می گیرم و به دیدنت می آیم

دلتنگیت در هیچ پیامی نمی گنجد . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

پروردگارا ، آرامش را همچون دانه های برف ، آرام و بیصدا

به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

 

دوستت دارم ، رازیست که در میان حنجره ام دق میکند ، وقتی که نیستی . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

به جان چشمانت قسم

اینبار آنچنان رفتنی ام …

که ، کاسه های آب را هم قسم دهی

نه آن روزها باز میگردند و نه من . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

همه ی بغض من

تقدیم غرورت باد!

غروری که

لذت دریا را به چشمانت حرام کرد . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

نفسم ، تو در شمالی و من در جنوب

کاش دستی نقشه را از میانه تا کند . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

وقتی کسی رو دوست داری ، این یه چیزه !

وقتی کسی تو رو دوست داره ، این یه چیز دیگه !

اما وقتی کسی رو دوست داری که تو رو دوست داره

این یعنی همه چیز !

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

محصولها را که برداشت میکنند ، بیچاره مترسکها که فراموش میشوند . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

کاش میدونستی مهم تر از دلم اعتمادم بود که شکستی . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

گاهی هیچ کس را نداشته باشی بهتر است

داشتن ِ بعضی ها تنهاترت می کند . . .

οοοοοοοοοοοοاس ام اس عاشقانهοοοοοοοοοο

پرسیدند : دوستش داری ؟

گفتم : دنیای من است

گفتند : دوستت دارد ؟

گفتم : تنها سوال من است

 

10 اشتباه عاشقانه

کسانی که در غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه که باید را انجام دهند. به همین خاطر گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می زنند. در هر فاجعه یی، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است. رابطه ی عاطفی شما هم از این امر مستثنی نیست. زن ها دنبال مردهای قوی هستند که بتوانند از آن ها محافظت کنند و مردها به هیچ وجه به زن هایی که به آن ها اجازه نمی دهند هر کاری که می خواهند بکنند، احترام نمی گذارند پس اگر می خواهید عشق سابق تان را دوباره به رابطه برگردانید چند اشتباه زیر را مرتکب نشوید.

با ترک این ده اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که ارزش یک عشق واقعی را دارید.

 

۱) بیش از حد مهربان نباشید

نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش فکر کنید؛ در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید.

 

۲) او را مجبور نکنید

نمی توانید با یک بحث منطقی رابطه تان را از نو بسازید. شاید بتوانید برای خودتان دلیل و منطق بیاورید. اما برای طرف مقابل تان نمی توانید!

شما نمی توانید یک نفر را قانع کنید دوست تان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به این طریق عمل نمی کنند. قلب انسان ها واکنشی است. نه منطقی، پس به جای این که با بحث منطقی طرف تان را برگردانید، کارهای دیگری انجام دهید تا قلب او واکنش دهد.

 

۳) التماس نکنید

خیلی ها برای نگه داشتن طرف شان دست به عجز و لابه می زنند؛ «خواهش می کنم نرو، هر کاری که بخواهی برایت می کنم...» به هیچ وجه این کار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه ی عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند، اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد. این یعنی به محض این که یک نفر بهتر سر راه او قرار بگیرد، شما را ترک می کند.

 

۴) مرتب هدیه نخرید

تا به حال شنیده اید: «عشق من را نمی توانی بخری!» شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، اما برای شما جذابیت نمی خرند. در واقع، حتی می تواند تنفر آور هم باشد. این کار به طرف تان می گوید که شما فکر می کنید به اندازه ی کافی خوب نیستید و نمی توانید روی خوبی های خودتان تکیه کنید. به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خود برای او هدیه می خرید.

 

۵) هر ۵ دقیقه یکبار نگویید «دوستت دارم»

افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، این که بخواهید تند و تند به طرف تان بگویید که چقدر برای تان ارزش دارد و چقدر دوستش دارید. خسته کردن طرف تان با «دوستت دارم» ها چندان کار رمانتیکی نیست.

احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرف تان را از شما دور کرده است، چون نشان می دهد که گدای عشق و محبت هستید.

 

۶) تفاوت های جنسی را فراموش نکنید

خیلی وقت ها افراد نمی توانند نظر جنس مخالف شان را به خود جلب کنند، چون کارهایی انجام می دهند و طوری رفتار می کنند که نظر خودشان و هم جنسان شان را جلب می کند. مردها و زن ها به چیزهای مختلفی جذب می شوند. نمی توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جنس مخالف استفاده کنید.

مثلامردها بیشتر جذب ظاهر زن ها می شوند.در حالی که برای زن ها بیشتر شخصیت مردها مهم است.

این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن ها نباید سعی کنند آدمهای خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاش تان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف مقابل تان جذاب است بیشتر کار کنید.

 

۷) همه قدرت را به او ندهید

طوری رفتار نکنید که اگر طرف تان شما را ترک می کند انگار زندگی تان به پایان رسیده است. این کار همه قدرت را به او می دهد و باعث می شود شما یک بدبخت بیچاره به نظر برسید که هر کس می تواند شما را راحت دور بیندازد. این چیز جالبی نیست و فقط تا زمانی ادامه پیدا می کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می خواهید طرف تان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید.

 

۸) در دام ظاهر و پول نیفتید

فرهنگ ما طوری است که همه تصور می کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت این است که مردم ما با این قدر کوته بین نیستند، مخصوصاً وقتی رابطه یی نزدیک با طرف مقابل داشته باشید. ظاهر و پول نمی توانند پایه و اساس یک رابطه ی پایدار را بسازند. این ها فقط مثل پرده ی خانه می مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می زند. بعضی ها اشتباه کرده و می گویند: «فوقش اینقدر پول از دست می دهم، اما باز او را به دست می آورم. نه! باید وارد عمل شوید و برای برگرداندن عشق تان اقدام کنید.

 

۹) اشتباه نشانه ها را درک نکنید

وقتی طرف مقابل تان می خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه وجود دارد. باید این نشانه ها را درست درک کنید تا دچار اشتباه نشده و به موقع به آن نشانه ها واکنش دهید. این مورد کمی سخت می شود، اما می توانید در مورد رفتارهای انسانی مطالعه کنید. مخصوصاً در مورد دینامیک های مرد و زن و روابط عاشقانه، وقتی اطلاعات تان در این زمینه زیاد شد. آن وقت می توانید با نشان دادن علامت های خاص خودتان، شروع به تأثیر گذاری و گرفتن کنترل هر رابطه یی کنید.

 

۱۰) کمک بگیرید!

خیلی ها با اشتباهات مختلفی که پشت سر هم مرتکب می شوند، رابطه شان به طور دردناکی به هم می خورد.

در این گونه مواقع اکثر افراد نمی دانند چه باید بکنند، اما اگر وقت بگذارید و کمی در مورد روانشناسی و نیازها و امیال پایه یی انسان مطالعه کنید، می توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرف تان را به دست آورید. باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید.

علائم و نشانه هاى تبخال:

علائم و نشانه هاى تبخال:
تاول هاى كوچك و دردناك پر از مایع كه روى منطقه برجسته، قرمز و دردناك پوستتان قرار دارند.

درد یا مورمور شدن كه اغلب یكى دو روز پیش از ظهور تاول‌ها احساس می شود.

معمولاً 7 تا 10 روز طول مى‌كشد تا تبخال برطرف شود. تبخال معمولاً روى لب‌ها ظاهر مى شود. اما گاهى روى سوراخ هاى بینى، چانه یا انگشتان دست هم دیده مى‌شود. گرچه غیر معمول است، اما ممكن است تبخال در داخل دهان هم بروز كند(اما تنها بر روى لثه ها یا كام سخت كه در سقف قرار دارد).

اگر زخمى روى بافت هاى نرم درون دهانتان ظاهر شود ممكن است آفت باشد، ولى مطمئناً تبخال نیست.

علائم تبخال ممكن است حداكثر تا 20 روز پس از قرار گرفتن در معرض ویروس ظاهر نشود و معمولاً 7 تا 10 روز طول مى‌كشد. تاول ها شكل مى‌گیرند، مى‌تركند و ترشح مى‌كنند. سپس كبره زردرنگى تشكیل مى شود و نهایتاً با ریختن آن، پوست صورتى رنگى در زیر ظاهر مى‌شود و تبخال بدون گذاشتن جا بهبود مى یابد.
 
علل تبخال:
گونه هاى معینى از ویروس هرپس باعث تبخال مى‌شود.

ویروس هرپس سیمپلكس  معمولاً در صورت، تبخال ایجاد مى‌كند. این ویروس مسئول ایجاد تبخال هاى تناسلى است. با این حال هر دو نوع ویروس مى توانند هم در ناحیه صورت و هم در دستگاه تناسلى تبخال ایجاد كنند.

زمانی تبخال به شما سرایت مى‌كند كه با شخصى كه داراى ضایعه فعال است تماس بگیرید. استفاده مشترك از ظروف غذا، تیغ و حوله مى تواند باعث سرایت عفونت شود.

هنگامى كه یك بار به تبخال مبتلا مى‌شوید، ویروس در سلول‌هاى عصبى پوست‌تان نهفته باقى مى‌ماند و ممكن است دوباره به صورت عفونتى فعال در همان محل اول یا نزدیك به آن ظاهر شود. در این صورت ممكن است در محل قبلى، احساس خارش یا برآمدگى كنید.

تب، استرس و قرار گرفتن در معرض نور خورشید ممكن است باعث عود تبخال شود.
 
چه وقت باید به پزشك مراجعه كرد؟
تبخال‌ها عموماً بدون درمان بهبود مى‌یابند. اما در موارد زیر باید به پزشك مراجعه كنید:
- دچار بیمارى دیگرى هستید كه باعث اختلال دستگاه ایمنى شما شده است.
- تبخال هایى دارید كه پس از یك تا دو هفته به خودى خود بهبود نمى‌یابند.
- علائم بیمارى شدید است.
- عودهاى مكرر تبخال در شما رخ مى‌دهد.
 
عوارض تبخال:
تبخال مسرى است. ویروس تبخال مى‌تواند از طریق پوست، از شخصى به شخص دیگر منتقل شود.

ویروس "هرپس سیمپلكس" مى تواند حتى زمانى كه تاول‌ها ظاهر نشده‌اند مسرى باشد، اما بیشترین خطر انتقال عفونت زمانى است كه تاول ها ظاهر مى‌شوند تا زمانى كه آنها كاملاً خشك مى‌شوند و كبره مى‌بندند.

اگر به تبخال مبتلا هستید، از تماس با نوزادان، افراد مبتلا به اگزما (التهاب پوستى ناشى از آلرژى) یا افراد دچار اختلال دستگاه ایمنى مثل مبتلایان به سرطان، ایدز یا گیرنده پیوند عضو خوددارى كنید.

عفونت تبخالى چشم كه باعث ایجاد جوشگاه بر روى قرنیه مى شود، یكى از علل مهم كورى است. این عارضه نیاز به درمان فورى پزشكى دارد.

درمان
تبخال عموماً بدون نیاز به درمان پس از 7 تا 10 روز برطرف مى‌شود. اگر به حملات مكرر تبخالى دچار مى‌شوید، پزشكتان ممكن است داروهاى ضد ویروسى برایتان تجویز كند.
استفاده از دارو مى تواند طول دوره ابتلا به تبخال را كوتاه كند و درد شما را كاهش دهد.
 
پیشگیرى:
براى اینكه از ابتلا به تبخال پیشگیرى كنید و یا نگذارید تبخال به سایر نقاط بدنتان یا افراد دیگر منتقل شود، به توصیه هاى زیر عمل كنید:

*از بوسیدن یا تماس پوستى با افراد مبتلا به تبخال، در زمانى كه تاول روى پوست آنها وجود دارد خوددارى كنید. ویروس مى تواند تا هنگامى كه ترشحات مرطوب در تاول وجود دارند، انتقال یابد.

* از وسائل مشترك استفاده نكنید. وسائل غذاخورى، حوله ها و سایر چیزهاى شبیه به آنها مى تواند در صورت وجود تاول ها، باعث انتقال بیمارى شود.

*دست هایتان را تمیز نگه دارید: اگر مبتلا به تبخال هستید، قبل از لمس كردن افراد دیگر، دست هایتان را بشویید.

*مراقب لمس كردن سایر نقاط بدنتان باشید، به خصوص چشم ها و دستگاه تناسلى، به گسترش عفونت حساسند.

*از عوامل تحریك كننده بپرهیزید. از جمله وضعیت هایى كه ظهور تبخال را تحریك مى كنند، قرار گرفتن بیش از حد در معرض نور خورشید است.

*از كرم هاى ضدآفتاب استفاده كنید. كرم ضدآفتاب را پیش از قرار گرفتن طولانى مدت زیر آفتاب، چه در تابستان و چه در زمستان، روى لب ها و صورتتان بمالید تا از ظهور تبخال پیشگیرى کنید.

مراقبت های شخصى:
تبخال معمولاً بدون درمان ناپدید مى‌شود. در طول مدتى كه تبخال وجود دارد، با رعایت نكات زیر مى توانید از ناراحتى رهایى یابید:

استفاده از كرم ها: كرم هاى معمولى كه بدون نسخه پزشك به فروش مى رسند ممكن است راحتى شما را فراهم كنند، اما انتظار نداشته باشید كه بهبودى را تسریع كنند.

استفاده از مسكن ها: از جمله آسپیرین، استامینوفن و ایبوپروفن براى تخفیف درد. به كودكان هیچ گاه آسپیرین ندهید. آسپیرین مى تواند یك عارضه نادر و بالقوه كشنده را به نام نشانگان "راى" در كودك ایجاد كند.

استفاده از گرما یا سرما

اجازه بهبود به ضایعه بدهید: از فشار دادن، كندن یا سوراخ كردن تاول‌ها بپرهیزید.

نقش ویتامینها در سلامت عمومی بدن

ویتامین‌ها و موادمعدنی موادی هستند که در موادغذایی که می‌خوریم یافت می‌شوند. بدن شما برای اینکه درست کار کند و بتوانید آنطور که باید رشد کرده و بزرگ شوید، به آنها نیاز دارد. هر کدام از ویتامین‌ها یک نقش خاص در بدن ما دارند. مثلاً:

• ویتامین D در شیر به محکم شدن استخوان‌هایتان کمک می‌کند.
• ویتامین A در هویج به قوی شدن چشم‌هایتان کمک می‌کند.
• ویتامین C در پرتقال که اگر بدنتان زخم شود به زودتر خوب شدن آن کمک می‌کند.
• ویتامین‌های B در سبزیجات برگدار که به تولید پروتئین و انرژی در بدن کمک می‌کنند.

 

ویتامین ‌ها در آب و چربی زندگی می‌کنند

ویتامین‌ها دو نوع هستند: محلول در چربی و محلول در آب.

وقتی موادغذایی می‌خورید که ویتامین‌های محلول در چربی در خود دارد، این ویتامین‌ها در بافت‌های چربی بدن شما و در کبد ذخیره می‌شوند. آنها در چربی‌های بدنتان منتظر می‌مانند تا بدنتان به آنها نیاز پیدا کند.

ویتامین‌های محلول در چربی دوست دارند که مدتی در بدنتان انبار شوند—بعضی از آنها چند روز و بعضی تا 6 ماه آنجا می‌ماند. بعد وقتی وقت استفاده آنها می‌شود، وسیله حمل خاصی در بدنتان آنها را به آنجایی که لازم است می‌برد. ویتامین‌های A، D، E و K همه ویتامین‌های محلول در چربی هستند.

ویتامین‌های محلول در آب فرق می کنند. وقتی غذاهایی می‌خورید که ویتامین‌های محلول در آب در خود دارند، این ویتامین‌ها مدت زیادی در بدنتان ذخیره نمی‌شوند. درعوض، وارد جریان خونتان می‌شوند. هر مقدار از آنها که توسط بدنتان استفاده نشوند از طریق ادرار از بدنتان بیرون می‌آید.

به همین دلیل این نوع ویتامین‌ها باید مدام جایگزین شوند. ویتامین‌ C و گروه بزرگ ویتامین‌های B—B1 (تیامین)، B2 (ریبوفلاوین)،  نیاسین، B6 (پیریدوکسین)، اسید فولیک، B12 (کوبالامین)، بیوتین و اسید پانتوتنیک ازجمله این ویتامین‌ها هستند.

 

ویتامین ‌ها نیازهای شما را تامین می‌کنند

بدن شما ماشین خیلی قوی است که می‌تواند خودش کارهای زیادی را انجام دهد اما یک کاری که نمی‌تواند انجام دهد ساخن این ویتامین‌ها است. به خاطر همین هم موادغذایی وجود دارند. بدن شما می‌تواند ویتامین موردنیاز خود را از موادغذایی که می‌خورید به دست آورد زیرا غذاهای مختلف ویتامین‌های مختلفی در خود دارند. نکته مهم این است که از موادغذایی مختلف استفاده کنید تا همه این ویتامین‌ها را برای بدنتان تامین کنید. بااینکه بعضی بچه‌ها هر روز یک عدد قرص مولتی‌ویتامین می‌خورند اما بیشتر بچه‌ها اگر بتوانند در روز از نواع مختلف موادغذایی استفاده کنند، خیلی به این قرص‌ها نیاز ندارند.

حالا اجازه بدهید نگاه دقیقتری به ویتامین‌ها داشته باشیم:

 

ویتامین A

این ویتامین نقش خیلی مهمی در بینایی شما دارد. برای بینایی شما در شب خیلی خوب است. ویتامین A به شما کمک می‌کند همه چیز را رنگی ببینید. در کنار اینها، کمکتان می‌کند خوب رشد کنید و پوست خوبی هم داشته باشید.

چه موادغذایی سرشار از ویتامین A هستند؟

• شیر غنی شده با ویتامین A
• جگر
• مرکبات و سبزیجات (مثل طالبی، هویج، سیب‌زمینی شیرین)
• سبزیجاتی که برگ‌های سبز تیره دارند (مثل کلم‌پیچ و اسفناچ)

 

ویتامین‌های B

ویتامین‌ B فقط یکی نیست. چند مدل ویتامین‌ B داریم: B1، B2، B6، B12، نیاسین، اسیدفولیک، بیوتین و اسید پانتوتنیک.

ویتامین‌های B در فعالیت متابولیکی بدن خیلی مهم هستند—یعنی آنها به تولید انرژی و آزاد کردن آن وقتی بدنتان به آن نیاز دارد کمک می‌کنند. این گروه ویتامین‌ها در ساختن گلوبول‌های قرمز خون که اکسیژن را در طول بدن حمل می‌کند هم مهم هستند. هر قسمت از بدن شما برای اینکه درست کار کند به اکسیژن نیاز دارد به همین دلیل این ویتامین‌ها شغل خیلی مهمی دارند.
چه موادغذایی سرشار از ویتامین‌های B هستند؟

• غلات کامل مثل گندم و جو
• ماهی و غذاهای دریایی
• مرغ و گوشت
• تخم‌مرغ
• لبنیات مثل شیر و ماست
• سبزیجات برگدار
• حبوبات

 

ویتامین C

این ویتامین برای محافظت از بافت‌های بدن مثل لثه‌ها و عضلات مهم هستند. ویتامین C وقتی  بدنتان زخم می‌شود هم به خوب شدن زخمتان کمک می‌کند. این ویتامین به بدنتان کمک می‌کند دربرابر عفونت‌ها مقاومت کند. یعنی بااینکه همیشه نمی‌توانید جلوی مریض شدنتان را بگیرید اما ویتامین C مریض شدنتان را کمی سخت‌تر می‌کند.

چه موادغذایی سرشار از ویتامین C هستند؟

• مرکبات مثل پرتقال
• طالبی
• توت‌فرنگی
• گوجه‌فرنگی
• کلم بروکلی
• کلم
• کیوی
• فلفل قرمز شیرین

 

ویتامین D

برای داشتن استخوان‌هایی محکم و قوی به ویتامین D نیاز دارید، همینطور برای داشتن دندان‌هایی سالم و محکم. ویتامین D به یک ماده‌معدنی مهم هم کمک می‌کند—به بدنتان کمک می‌کند مقدار کلسیمی که لازم دارد را جذب کند.

چه موادغذایی سرشار از ویتامین D هستند؟

• شیر غنی شده با ویتامین D
• ماهی
• زرده تخم‌مرغ
• جگر
• سیریال و کورن‌فلکس غنی‌شده

 

ویتامین E

همه به ویتامین  E نیاز دارند. این ویتامین پرتلاش از خیلی از بافت‌های بدنتان مثل بافت‌هایی که در چشم، پوست و کبدتان هستند محافظت می‌کند. ویتامین  E از ریه‌هایتان مراقبت می‌کند تا با هوای آلوده آسیب نبیند. و برای ساختن گلوبول‌های قرمز خون هم مهم است.

چه موادغذایی سرشار از ویتامین E هستند؟

• غلات کامل مثل گندم و جو
• سبوس گندم
• سبزیجات برگدار
• ساردین
• زرده تخم‌مرغ
• آجیل و دانه‌ها

 

ویتامین K

ویتامین K باعث لخته شدن خون می‌شود. دفعه آخری که دستتان برید را یادتان هست؟ بعد از اینکه مدتی خونریزی کرد خونتان کار جالبی کرد که لخته شدن نامیده می‌شود. این زمانی است که بعضی سلول‌های خاص در بدنتان مثل چسب عمل می‌کند و در سطح زخم به هم می‌چسبند تا از خونریزی جلوگیری کنند.

چه موادغذایی سرشار از ویتامین K هستند؟

• سبزیجات برگدار
• لبنیات مثل شیر و ماست
• کلم بروکلی
• روغن سویا

وقتی مقدار کافی از این ویتامین‌ها به بدنتان برسد، حالتان خیلی خوب خواهد بود!

گیاهان دارویی و تقویت حافظه

مهمترین دلایلی که بعضی از گیاهان دارویی را برای تقویت حافظه و رفع نسیان یا فراموشی مناسب ساخته است  

 

1- وجود مقادیر زیادی لیسیتین که یک چربی فسفر دار بوده و برای تقویت سیستم اعصاب مرکزی و قوای فکری بسیار ضروری وحیاتی می باشد .

 

2- بالا بودن میزان فسفر ، پتاسیم ، منیزیم ، اهک ، گوگرد ، کلر ، سدیم ، آهن در این گیاهان .

 

3-وجود خاصیت ضد افسردگی ،ضد ضعف عصبی و همچنین خاصیت کاهش دهنده علایم استرس (فشار روانی )در بعضی از این گیاهان.

 

4- طبیعت گرم و خاصیت تحریک کنندگی بالایی که در برخی از این گیاهان وجود دارد .کمک زیادی به تحریک مغز وقوای فکری و در نتیجه افزایش میزان بازدهی قسمتهایی که کار باز یابی و به خاطر سپاری اطلاعات در یافتی را بر عهده دارند

 

5-وجود مقادیر زیاد قند طبیعی در این گیاهان یا میوه ها ی که مغز بیشترین نیاز را به انها دارد .

 

6-اثر مستقیم و فوری گیاهان و میوه ها ی با طبیعت گرم در خنثی سازی علایم افسردگی ، ضعف اعصاب ،کندی ذهن ،پایین بودن عملکرد مغز و....و کمک به برطرف شدن این علایم .

 

 

بهترین گیاهان و میوه های مقوی حافظه:

آویشن 

طبیعت گرم،خاصیت محرک سیستم عصبی  مرکزی و مقوی اعصاب و همچنین قدرت تحریک کنندگی بالایی که به سبب وجود تیمول که از مواد موثره این گیاه محسوب می شود . در ان تا ثیری ماندگار در تقویت قوای فکری و مغزی و کمک به کار این قسمت از بدن دارد . آویشن به علت عطر نافذ به صورت دمکرده یا جوشانده مصرف گردیده و همچنین موجب ضد عفونی کردن مجاری تنفسی و سینوسهاو درمان برونشیت و آسم (تنگی نفس )بسیار موثر است .

 

 

اسطوخودوس     

اگر دچار سردرد های عصبی و فراموشی و کندی ذهن گردیده اید از مصرف گل اسطو خودوس که تازه انرا خشک نموده و به صورت پودر در اورده با کمی پودر کندر و مقداری عسل به حالت خمیر در اورده اید دریغ نورزید این گیاه خوش عطر یکی از بهترین گیاها نی است که از قدیم الایام تا کنون جهت درمان انواع بیماریها ی ذهنی و مغزی از جمله مالیخولیا ، مانیا ، صرع ،سرگیجه ،عقب ماندگی ذهنی و نسیان (فراموشی ) توسط طبیبان یونانی وایرانی تجویز شده و مورد استفاده قرار می گرفته است .

 

 

اکلیل کوهی  

رزماری یا اکلیل کوهی گیاهی است که دستگاه عصبی را تحریک وتقویت می کند و از اثری عجیب در تقویت حافظهو قوای ذهنی دارد. طبیعت گرم و خشک و طعم تند و تیز و خاصیت محرک دستگاه عصبی و گردش خون این گیاه سبب شده که دارویی مفید و موثر جهت درمان اکثر بیماریها و اختلالات عصبی و مغزی از جمله افسردگی ، میگرن عصبی و استرس و ضعف قوای فکری و فراموشی باشد .

برا یتهیه شربت از این گیاه کافی است که مقدار 30 گرم اکلیل کوهی خشک را به همراه یک لیتر اب گرم و مقداری عسل بجوشانید و مقداری بهار نارنج هم به ان اضافه کرده و هر 8 ساعت یک لیوان میل نمایید .

 

 

 انجیر      

وجود در صد بالایی از مواد قندی به طور ی که در صد گرم انجیر حدود 6/7 میلی گرم قند طبیعی وجود دارد . ومصرف ان با کارهای فکری می تواند بسیار مفید باشد . دارای ویتامینها ی آ و ب و ث و مواد معدنی مثل آهن ،برم ، منگنز ، گوگرد می باشد که همه برای بدن و سلولهای مغزی مفید هستند .

 

 

بادام  

وجود 54 در صد روغن و 24در صد مواد نشاسته ای و مقداری قند و صمغ و همچنین در صد بالایی از املاح نظیر فسفر ، منیزیم ، پتاسیم ، گوگرد و آهن و ویتامین نیاسین در میوه شیرین بادام هر چندانرا کمی سنگین و دیر هضم برای معده ساخته ولی یکی از بهترین مواد طبیعی مقوی مغز و سلولهای دستگاه اعصاب مرکزی می باشد.

 

 

جین سینگ     

جین سینگ که ریشه گیاهی است چینی و شبیه به هویج زرد رنگ می باشد به قدری از نظر ارزش غذایی بالاست که به نام ریشه زندگی لقب گرفته است . و از ان برای تقویت جسم و ذهن استفاده می نمایند .

 

 

جینکو      

جینکو بیلو با به درخت معبد شهرت دارد . یک گیاه مقوی حافظه به شمار می رود .قسمت مورد استفاده دارو ی ان برگهای این گیاه می باشد که خاصیت ریلکس کننده (آرام بخش )دارد و موجب جریان خون بیشتر در سلولهای مغزی می شود .و جهت مقابله با الزایمر در پیری بکار می رود .

 

 

چغندر       

با مقدار زیاد فسفر و قند این گیاه کمک زیادی به مغز و درک مطالب و خاطرات و ثبت و ضبط مطالب می کند . از سوی دیگر در درمان کم خونی و ضعف عمومی بدن بویژه در ناحیه سلولهای مغزی کمک می نماید . میزان فسفر 100 گرم ریشه چغندر 55 میلی گرم است .

 

 

خردل       

سبزی خردل غنی ترین منشا اهک غذایی است . از نظر ویتامین آ وث و آهن و کلسیم بسیار غنی است . طبیعت گرم و تند و تیز و وجود اسانس فرار و معطری که در خردل و دانه های ان وجود دارد این گیاه را جهت تحریک سلولهای معده مناسب ساخته است.

 

 

زعفران     

شهرت زیادی در تقویت اعصاب ،کمک به تحریک سلولهای مغزی و تقویت آن و همچنین تقویت حافظه دارد . ابن سینا حکیم عالیقدر مصرف زعفران را با کمی کندر و عسل به صورت خمیر جهت رفع کندی ذهن تجویز کرده است .

این گیاه گرم وخشک بوده دارای خاصیت شادی بخش وتقویت کننده حواس و مغز و تنظیم کننده سلسله اعصاب می باشد . زعفران خواب اور بوده و در رفع تشنج که منشا آن تحریکات مغز می باشد بسیار موثر است جهت تقویت حافظه 4 گرم زعفران با 10 گرم کندر و 10 گرم زنجفیل  را ساییده و با 100 گرم عسل به صورت قرص در اورید .

 

 

سعد کوفی     

اثرات بسیار مفیدی بر روی حافظه و از بین بردن کند ذهنی و فراموشی دارد . خوردن سعد پودر شده به همراه پودر زعفران و مویز خشک و کمی عسل در طول 40 روز متوالی هر روز یک قاشق مربا خوری صبح ناشتا در رفع فراموشی و حواس پرتی بی نظیر است .

 

سیر     

وجود ماده ای به نام الیسین که موجب خاصیت انتی بیوتیکی در سیر شده است و بوی ان نیز مربوط به این ماده می باشد . و همچنین روغن فرار موجود در سیر که الیله سولفید نام دارد از یک سو و غنی بودن این گیاه از سولفور و فسفر و اهن و کلسیم یبب شده است که از هر ماده مقوی ضد میکروبی شناخته شده دیگری بهتر و موثر تر بوده و حتی الیسین موجود در ان قویتر از پنی سیلین باشد

دوپامین: مسئول اصلی عشق و احساسات در انسانها

دوپامین. دوپامین در هسته تمایلات جنسی و نیازهای حیاتی ماست و دوپامین است که انگیزه لازم را برای انجام هر کاری در ما ایجاد می‌کند. این مکانیزم در مرکز پاداش مغز بدوی، میلیون‌ها سال است که آنجا قرار گرفته و تغییر نکرده است. موش‌ها، انسان‌ها—درواقع همه پستانداران—در این مورد بسیار شبیه به هم هستند.

پشت بسیاری از تمایلات ما در خوردن و روابط‌ جنسی، دوپامین قرار دارد. به همین ترتیب، همه موادمخدر دوپامین را تحریک می‌کنند تا مرکز لذت/پاداش را تحریک کند. قمار، خرید، پرخوری و سایر فعالیت‌هایی که به ظاهر بی‌ارتباط به هم می‌رسند هم همینطور. خرید می‌روید: دوپامین. سیگار می‌کشید: دوپامین. بازی‌های کامپیوتری: دوپامین. هروئین: دوپامین. ارگاسم: دوپامین. اینها تقریباً متفاوت در مغر عمل می‌کنند اما همه آنها دوپامین شما را بالا می‌برند.

شما با خوردن غذاهای پرکالری و پرچربی به نسبت سبزیجات کم‌کالری، افزایش دوپامین بیشتری خواهید داشت. ممکن است فکر کنید که عاشق بستنی هستید اما درواقع عاشق دوپامینی هستید که خوردن بستنی آن را بالا می‌برد. از نظر ژنتیکی شما طوری برنامه‌ریزی شده‌اید که غذاهای پرکالری را به غذاهای دیگر ترجیح دهید. به همین ترتیب، دوپامین رابطه‌ جنسی را نسبت به خیلی از فعالیت‌های دیگر برایتان ارجح‌تر می‌کند. بیولوژی شما را طوری طراحی کرده است که برای ساختن بچه‌های بیشتر، عمل بارورکننده داشته باشید که نیروی محرک آن دوپامین است و به همین ترتیب انسانهای نخستین را وادار می‌کرد برای ایجاد تنوع ژنتیکی بیشتر در بچه‌هایشان سراغ شرکای جنسی جدید بروند.

مغز بدوی شما این اهداف را با تغییر و دستکاری شیمی مغزتان و درنتیجه تمایلات و افکارتان به انجام می‌رساند. بالا بودن میزان دوپامین، تمایلات جنسی را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود بی‌قید و بی‌بندوبارتر رفتار کنید. هیجان یک رابطه تازه و کشش به پورنوگرافی نمونه‌هایی از بالا بودن سطح دوپامین هستند. متاسفانه، بالا بودن مداوم دوپامین موجب رفتارهای متغیر و دمدمی‌مزاجانه شده که برای بقا مفید نیستند. ازاینرو، اکثر پستانداران در زمان جفت‌گیری، دوره‌های تحریک شوندگی مشخص دارند. در سایر زمان‌ها درمورد رابطه‌جنسی دارای رویکری خنثی می باشند.

 

 

اما انسان‌ها دوره "اوج" تمایل جنسی که بعد از آن دوره‌ای طولانی از بی‌تفاوتی جنسی ایجاد شود را ندارند. برخلاف سایر پستانداران، ما می‌توانیم به طور دائم در سطحی بالا، تمایلات جنسی که با دوپامین تحریک می‌شوند، داشته باشیم. اما در عین حال میتوانیم این احساسات را بطور خودکار تنظیم و کنترل کنیم. بعد از مدتی طولانی تمایلات شدید، دکمه‌ای برای خاموش شدن داریم.

این دو اتفاق همزمان روی می‌دهند. دوپامین کاهش یافته و پرولاکتین افزایش می‌یابد. این مکانیزم توجه شما را به جایی دیگر معطوف می‌کند: با شکار و مهمانی، مراقبت از بچه‌ها، ساختن سرپناه و از این قبیل. بدون این خاموش شدن طبیعی و محافظت‌کننده، رابطه‌جنسی را به قیمت از دست دادن سایر فعالیت‌ها دنبال می‌کردید. وقتی موش‌های آزمایشگاهی را طوری قرار دادند که بتوانند اهرمی را در قفسشان برای تحریک سلول‌های عصبی که دوپامین روی آنها عمل می‌کند، فشار دهند، مشخص شد که آنها تازمانیکه بیفتند به فشردن این اهرم ادامه می‌دادند—حتی برای خوردن یا کشف همسران جدید متوقف نمی‌شدند. دوپامین شدیداً اعتیادزا است؛ بالا رفتن پرولاکتین ترمز آن است.


 

رفتارها و احساسات مربوط به سطوح مختلف دوپامین

زیاد

کم

نرمال

اضطراب

بی‌لذتی

باانگیزه

جنون

ناتوانی برای عشق ورزیدن

حس سلامت و رضایت

خشونت

نداشتن پشیمانی از رفتارهای شخصی خود

لذت، پاداش در انجام اهداف و کارها

شیزوفرنی

افسردگی

تمایلات جنسی سالم

اعتیاد

اعتیاد (برای رهایی از افسردگی)

احساس خوب داشتن به دیگران

پارافیلی (طلسم جنسی)

رفتارهای ضداجتماعی

وابستگی سالم

اعتیاد جنسی

پایین بودن تمایلات جنسی

عشق پدری/مادری

ریسک‌پذیری ناسالم

اختلال نعوظ

ریسک‌پذیری سالم

قمار

نداشتن انگیزه و جسارت

انتخاب‌های عاقلانه

احساس‌طلبی انگیزشی و بدون فکر

اختلال اضطراب اجتماعی

انتظارات و توقعات واقعبینانه

فعالیت‌های اجباری

 


 

 


 
 

همانطور که در جدول بالا مشاهده می‌کنید، سطح متوازن از دوپامین برای داشتن سلامت روانی الزامی است. وقتی سطح دوپامین افت می‌کند، احساس خواهید کرد مشکل وحشتناکی وجود دارد. زیاد بودن دوپامین هم منجر به رفتارهای بی‌بندوبارانه و بیقیدانه می شود که این نیز می‌تواند مشکل‌ساز باشد. این احساسات ناراحت‌کننده به همسرتان هم منتقل خواهد شد. و ناگهان او دیگر برایتان آنقدرها جذاب نخواهد بود. این چرخه در رابطه صمیمانه‌تان بسیار ناراحت‌کننده خواهد بود. در طول بخشی از رابطه که سطح دوپامین پایین است، ممکن است احساس تنهایی‌کنید یا احساس کنید دیگران چیزی از شما می‌خواهند که قادر به تحمل آن نیستید. یا ناامیدانه به دنبال راه‌هایی خواهید بود که سطح دوپامین شما را دوباره بالا ببرد (مثل نوشیدنی‌های الکلی، شیرینی‌جات، شرکای جنسی جدید، پورنوگرافی و از این قبیل).

می‌توانید ببینید که چطور چرخه بالا و پایین‌ها یا جذابیت‌ها و تنفرها رابطه شما را بیشتر شبیه به یک ترن‌هوایی می‌کند تا یک داستان عاشقانه. مثل شروع و متوقف شدن در یک ترافیک سنگین می‌ماند. ابتدا جذابیت شدید و بعد رفتارهایی که موجب جدا شدن آنها از هم می‌شود (پرولاکتین هم می‌تواند جدایی را تقویت کند).

نکته اینجاست که رابطه‌جنسی سنتی می‌تواند در شیمی اعصاب شما ایجاد خطر کند. اکثرمواقع سطح دوپامین شما یا بسیار بالا یا بسیار پایین خواهد بود.

.


به همین دلیل است که خردمندان از قدیم نزدیکی بدون ارگاسم سنتی را توصیه می‌کردند. با اجتناب از افزایش بیش‌ازاندازه که سلول‌های عصبی را در مغز بدوی شدیداً تحریک می‌کند، از کاهش‌های شدید که با ریکاوری همراه است نیز اجتناب خواهید کرد. با این روش سطح دوپامین را در حدی ایدآل نگه می‌دارید که باعث حس سلامت و ایجاد تعادل در رابطه‌تان می‌شود.

 


 


دوپامین تنها مقصر رفتارها و تغییر روحیاتی که زوج‌ها را از هم جدا می‌کند نیست. پرولاکتین، ماده‌شیمیایی عصبی که بعد از ارگاسم در بدن بالا می‌رود نیز با بسیاری از علائمی که زوج‌ها در روابط خود از آن شکایت دارند همراه است.

تاثیرات پرولاکتین ممکن است طول بکشند. مثلاً، کوکائین یکباره سطح دوپامین را در مغز بالا می‌برد و  پرولاکتین در دوره ترک افزایش می‌یابد. درواقع، معتادانی که به سراغ ترک می‌روند نیاز دارند تا دو هفته سطح پرولاکتین مغز آنها به حد نرمال پایین بیاید. موش‌های آزمایشگاهی مونث بعد از زوج‌گیری تا دو هفته با افزایش پرولاکتین روبه‌رو بودند—حتی بااینکه باردار نشدند. آخر اینکه پرولاکتین با استرس و فشار احساس ناامیدی همراه است. وقتی زوج‌ها بخاطر پستی و بلندی‌های رابطه خود ناامید و پریشان می‌شوند، سطح بالای پرولاکتین در آنها می‌تواند پریشانیشان را بیشتر کند. فراموش می‌کنندکه متعادل بودن چه حسی دارد و کم‌کم حس سلامت طبیعیشان را از دست می‌دهند.

هم پایین بودن دوپامین و بالا بودن پرولاکتین باعث تیره و تار به نظر رسیدن دنیا می‌شود—و میل شما برای پیدا کردن رابطه‌جنسی بهتر و شرکای جنسی جدیدتر که سطح دوپامین را در شما افزایش دهند بیشتر خواهد شد (و شما را وارد چرخه دیگری از پستی و بلندی‌ها خواهد کرد). همه اینها در کنار هم می‌تواند مسبب دور شدن زوج‌ها بعد از یک سال از هم باشد.
 

 

علائم بالا بودن سطح پرولاکتین

زنان

مردان

فقدان میل جنسی

فقدان میل جنسی

افسردگی/تغییر روحیه

افسردگی/تغییر روحیه

خصومت/اضطراب

ضعف جنسی

سردرد

سردرد

علائم یائسگی، حتی زمانیکه استروژن به میزان کافی وجود داشته باشد

نازایی

افزایش وزن

کاهش سطح تستوسترون

دردناک بودن رابطه‌جنسی بخاطر خشکی واژن

افزایش وزن

ناباروری، قاعدگی نامنظم

مشکلات بینایی محیطی

مشکلات بینایی محیطی

رشد سینه

 


 

 


 

 

اصطکاکات عاطفی ناشی از این تغییرات شیمی مغز سه علت می‌تواند داشته باشد:

(1) خارج شدن زوج‌ها از تعادل. سطح دوپامین در یکی افزایش یافته درحالیکه در دیگری هنوز سطح پرولاکتین بالا است. ممکن است شما ناامیدانه به دنبال نزدیکی باشید درحالیکه همسرتان هیچ علاقه‌ای به آن نشان ندهد.

(2) زوج‌ها وضعیت فکریشان را به هم منعکس می‌کنند. وقتی احساس خستگی یا گرسنگی می‌کنید، طبیعی است که کسی که به شما نزدیکتر است را مقصر بدانید. به نظر می‌رسد اگر آن فرد دست از فعالیت‌های دیگر خود برمی‌داشت و کمی بیشتر به مسائل جنسیتان می‌پرداخت، احساس بهتری داشتید.

(3) مغز زوج‌ها با گذشت زمان از عشق دورتر شده و حالت تدافعی می‌گیرد. بخشی از مغز بدوی شما که برای واکنش دادن به مار و درندگان طراحی شده است، حالا توسط همسرتان فعال می‌شود. مطمئناً همسرتان شما را به نیش زدن تهدید نکرده است اما رابطه‌جنسی با او حس بدی در ناخودآگاهتان به شما می‌دهد. تصور می‌کنید که مقصر همسرتان است.

عملاً هیچکس این منبع پنهان و بیولوژیکی پریشانی را تشخیص نمی‌دهد. درعوض، بخشی از مغز شما که تحلیل می‌کند به دنبال بهانه‌های دیگری خواهد بود. مثلاً می‌دانید که حس خوبی ندارید. همسرتان عجیب رفتار می‌کند. ناراحت هستید و ماه‌عسلتان هم تمام شده است. ممکن است برای تغییر روحیه افکارتان را بنویسید یا به قرص‌های ضدافسردگی روی بیاورید. یا شاید هم فکر کنید که همسرتان در این احساس خستگی و دلزدگی شما مقصر است. بااینحال وقتی تلاش می‌کنید همدیگر را درست کنید، فقط سعی در برطرف کردن علائم دارید و مشکل اصلی و عمیق‌تر را نادیده می‌گیرید—این تغییرات مربوط به شیمی اعصاب.

برای درمان مشکل اصلی، فقط کافی است روش و سبک نزدیکی و رابطه جنسی خود را تغییر دهید.

چگونه با توقعات غیر منطقی در ازدواج مقابله کنید

یاد بیگیرید چطور زندگی زناشویی نامطلوب خود را دوست بدارید


یک روز صبح پاییزی مریم در آشپزخانه مشغول نوشیدن چای بود. درخت داخل حیاط طلایی شده بود و خورشید می‌تابید. او باید آماده می‌شد تا سر کار خود در دفتر مجله حاضر شود. با نارضایتی به این فکر می‌کرد، "چرا حالا که ازدواج کرده‌ام هم باز باید سر کار بروم؟ چرا شوهرم نباید از من محافظت کند؟ دوست دارم در خانه بمانم."

به یاد می‌آورد، "این فکر شوکه‌ام کرد. بعد از فکرم خنده‌ام گرفت. من عاشق کارم بودم و هیچوقت به این فکر نمی‌کردم که از آن بیرون بیایم. تازه به درآمد آن هم نیاز داشتیم. متوجه شدم که آن قسمت از من به دنبال یک ازدواج خیلی سنتی بود. آنجا شوهرم را بخاطر یک انتظار ناگفته و درواقع احمقانه متهم کردم که از دوران کودکی با من بوده است."

انتظارات و توقعات زندگی زناشویی که نیمه پنهان بوده و به زبان نمی‌آیند، زن و شوهرها را در مرحله ادراک به آزمایش می‌کشد. این "قوانین" که در دوران کودکی و سالهای نوجوانی با نگاه کردن به والدینمان و جذب مفاهیم مربوط به نقش زن و شوهر در جامعه؛ از وابستگی‌ها و اعتقادات مذهبی ما؛ از برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌ها و کتاب‌ها شکل می‌گیرند. عشق‌ها و دوستی‌های قبلی هم می‌توانند شکل‌دهنده انتظارات ما باشند. و در سطحی عمیق‌تر، معمولاً باور داریم که همسرمان زخم و جراحت‌های روحی درونی ما را التیام خواهد بخشید.

این تخیلات بعد از ازدواج بیرون می‌آیند (که برای آنهایی که سالها قبل از ازدواج دوست بوده و رابطه داشته‌اند واقعاً تعحب‌برانگیز است). اما متخصصین عقیده دارند که تخیلات مربوط به کارهایی که همسرتان باید و نباید انجام دهد، خطرناک هستند. اگر همسرتان را با یک استاندارد غیرممکن مقایسه ‌کنید، اگر نتواند ذهن شما را خوانده و آسیب‌های کودکی شما را التیام بخشیده و به طرز جادویی زندگی رویایی برای شما بسازد، ناامید و دلسرد خواهید شد.

وقتی زوجی هنوز دلباخته هم هستند، نیاز به چیز زیادی ندارند چون هنوز از آن عشق و دلباختگی اولیه لذت می‌برند. توقعتان خیلی کم است، احساسی عالی دارید و زمان زیادی را برای خوشنود کردن همدیگر صرف می‌کنید. اما هرچه رابطه عمیق‌تر می‌شود، توقعات و انتظارات تغییر می‌کنند. و زمانیکه آن نیازها برآورده نشوند، دیگر کاری از دست همسرتان برای خوشنود کردن شما برنخواهد آمد و همه چیز آزاردهنده به نظر خواهد رسید. هر خستگی و دلزدگی ثابت می‌‌کند که رابطه‌تان درست نبوده و برای هم ساخته نشده‌اید. دعواها و مشاجره‌ها شروع می‌شوند و این مشاجرات بر سر موضوعات اصلی که اذیتتان می‌کند نیست.

دلیل آن معمولاً این است که خودتان هم نمی‌فهمید که موضوعات و مشکلات اصلی چه هستند—یا از به زبان آوردن آنها واهمه دارید. اولین قدمتان؟ باید انتظارات و توقعات خودتان درمورد ازدواج را آشکار کنید—مجموعه‌ای از اعتقادات شوکه‌کننده، گاهی مسخره و خنده‌دار و معمولاً آسیب‌پذیر. از اینکه آماده کردن صبحانه صبح با کدامتان باشد گرفته تا زمانی که می‌خواهید بچه‌دار شوید، از اینکه در چه چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید تا اینکه چند وقت یکبار رابطه‌جنسی داشته باشید، از اینکه همسرتان درمورد مدل موی جدیدتان چه باید بگوید تا اینکه صبحها چطور به هم صبح‌بخیر بگویید.

در هر مرحله از زندگی زناشویی ممکن است انتظارات جدیدی به وجود آید، مثل اینکه کی خانه بخرید، کی به اتفاق هم در باغچه گلکاری کنید، کی بچه‌دار شوید، چطور با یک بیماری حاد کنار بیایید، در زمان سختی‌های اقتصادی چه برخوردی داشته باشید و یا حتی رفتارتان در زمان میانسالی. اگر الان مهارت لازم برای کشف انتظاراتتان را به دست آورید، به شما کمک می‌کند کشف کنید در هر مرحله از زندگی واقعاً چه در ذهنتان می‌گذرد.

اشتباه متوجه منظورمان نشوید. همه توقعات و انتظارات غیرواقعبینانه نیستند. نیازی هم نیست که انتظاراتتان را نادیده بگیرید. وقتی کنترل توقعاتتان را به دست گرفتید—و همسرتان هم همین کار را کرد—می توانید لیست انتظاراتتان را با هم مقایسه کنید. برای شناختن بهتر همدیگر، درمورد هر کدام با هم صحبت کنید.
تصمیم بگیرید که کدامیک از انتظارات همدیگر را می‌توانید برآورده کنید. خیلی مهم است که برای خوشنودی همسرتان تلاش کنید، حتی اگر دیدگاه خودتان درمورد یک ازدواج موفق آنگونه نباشد. و از سایر انتظارات بعنوان یک نقطه شروع برای کشف و رشد فردی استفاده کنید: شاید از همسرتان انتظار داشته‌اید که یک هیجان جدید وارد زندگیتان کند اما توقعاتتان برآورده نشده است. خودتان فعالیت‌هایی که دوست دارید را دنبال کنید: صخره‌نوردی؟ اسکیت؟ یا شاید هم طراحی جواهر؟



نکاتی مثبت


انتظارات خود—و همسرتان-- را بپذیرید.
این امیدها و آرزوها—و حتی بایدها—نشانه نیازهای عمیق شماست. ازدواج شما قادر به برآورده کردن همه آنها نیست اما نادیده گرفتن آنها هم باعث می‌شود هر دوی شما احساس ناامیدی، تنهایی و خشم کنید.

چیزهایی از همسرتان بخواهید که واقعبینانه باشند.
احتمالاً همسرتان نمی‌تواند هر روز صبح صبحانه را آماده کرده و در تختتان بیاورد، روزی سه بار از ظاهر شما تعریف و تمجید کند یا هیچوقت دعوایی شروع نکند. اما می‌تواند زمان بیشتری برای درست کردن غذا و گذراندن وقت با شما صرف کند. توافق درمورد برخی توقعات واقعبینانه احساس موفقیت و رضایت را در هر دوی شما ایجاد خواهد کرد.

ببینید چه کاری از دست خودتان برمی‌آید.
مریم داستان ما نمی‌توانست از شغل خود استعفا دهد و بی‌خیال در خانه بماند، در صندلی زیر درخت زیبای حیاط لم بدهد و کتاب بخواند اما متوجه شد که می‌تواند کاری با استرس کمتر پیدا کند که اجازه دهد بتواند از زندگی زناشویی خود لذت بیشتری ببرد. یک سال بعد، کار خود را عوض کرد و زمان بیشتری برای زندگی زناشویی خود و خانواده داشت.

برای چیزی که نمی‌توانید داشته باشید افسوس نخورید.
یکی از سخت‌ترین کارها در ازدواج قبول کردن این است که بعضی از موارد لیست بایدهایتان هیچوقت توسط همسرتان اجرا نخواهد شد—بخاطر اینکه او کامل نیست و دلیلی هم ندارد که شاهزاده قصه‌ شما باشد. وقتی چیزی را واقعاً می‌خواهید که می‌دانید قرار نیست به دست بیاورید، می‌توانید ناراحت یا عصبانی شوید و یا کاری را بکنیدکه همه زن و شوهرها بعد از گذشت چند سال از ازدواجشان می‌کنند: افسوس چیزهایی را بخورید که به خاطر تعهد ازدواج نتوانستید به دست آورید. قبول کردن ازدواج و همسرتان باوجود ناکاملی آنها، تمرینی درازمدت است که برای یک رابطه سالم و خوشبخت ضروری است.

از ناامیدی بعنوان نشانه‌ای از انتظارات ناخودآگاه استفاده کنید.
وقتی در زندگی زناشویی خود و از دست همسرتان ناامید و دلسرد شدید، کمی مکث کرده و به آن توقعتان فکر کنید. این کار باعث می‌شود درمورد انتظاراتتان هوشیاری و آگاهی به دست آورید که اعمال و رفتارهایتان را هدایت می‌کند. آیا توقعتان منطقی بوده است؟ آیا بهتر نیست خودتان آن را برآورده کنید؟

همسرتان را با همسر دیگران مقایسه نکنید—یا ازدواجتان را با دیگر ازدواج‌ها.
روی عشق، خنده‌ها، غصه‌ها و کشمکش‌های دنیای خودتان تمرکز کنید. هیچ همسری ایدآل نیست و هیچ ازدواج ایدآلی هم وجود ندارد. با این وسوسه که به خودتان بگویید "اگر فقط همسرم شبیه به شوهر دوستم بود" یا "اگر ازدواج ما مثل ازدواج آنها بود" مقابله کنید. هر ازدواجی خاص است و پستی‌بلندی‌های خاص خود را دارد.

مراقب توقعاتی که از خودتان دارید باشید.
30 سال پیش نیست و شما هم پدر و مادرتان نیستید. بااینکه بسیاری از زوج‌های تازه ازدواج‌کرده ناخودآگاه از خود انتظار دارند که زندگیشان به اندازه زندگی والدینشان خوب و کامل باشد. درمورد کلیشه‌های فرهنگی جامعه از همسر ایدآل نیر همینطور است.

سوسیس و کالباس

بچه ها هم را مطلع کنید
چراکه بچه ها بطور ناخواسته طرفدار پروپاقرص
سوسیس، کالباس، همبرگر، پیتزا و از این دست فست فودها هستند


از مرغ فروش می خواهید که مرغ را پاک کند و تمام پوست و آشغال و چربی و دل و روده آنرا بگیرد.
او هم این کار را می کند و زواید را در پاتیلی میریزد و مرغ پاک کرده را به بیش از دو برابر قیمت به شما می فروشد.
چند روز بعد برای فرزندان دلبندتان با قیمت های گزاف پیتزا یا ساندویچ کالباس و سوسیس سفارش می دهید.
و چه بسا خودتان هم با چه لذتی ناخنکی به آن می زنید و کلی خوشحال می شوید که چه غذای دلچسبی برای فرزندانتان خریده اید!
غافل از اینکه همان پوست و دل و روده و پی و چربی های مملو از هورمون را که چند روز قبل به قیمت مرغ کامل و پاک نکرده خریده و سپس دور ریخته بودید؛ دوباره خریده اید و با لذت شاهد خورده شدن آنها توسط فرزندان عزیز و دلبندتان هستید. گذشته از اینکه اکثر مواد موجود در آن اصلا ارزش غذایی نداشته، بعد هم غصه می خورید که چرا سینه پسر هشت نه ساله دلبندتان مانند سینه های یک دختر سیزده چهارده ساله شده و کم کم دارد نیاز به سینه بند پیدا می کند و دلخراش تر آنکه همین فرزندی که او را از جان خود عزیزتر می دارید به سی سالگی نرسیده به دلیل چاقی و اختلالات هورمونی و گرفتگی عروق باید از این مطب به آن مطب و از این بیمارستان به آن بیمارستان ببرید و بر بخت بد او و بخت بد خودتان نفرین کنید ...

...
..
.

در رابطه با ضررهای بیشمار سوسیس و کالباس
موارد زیر در تارنماهای خبری آمده که خواندنش خالی از لطف نیست :


- تولید سوسیس و کالباس از خمیر احشای زائد مرغ!

فارس نیوز : رئیس سازمان غذا و دارو با اعلام تولید سوسیس و کالباس زیر پله‌ای و استفاده از خمیر مرغ (که حاوی همه امحا و احشای زائد مرغ هم هست) در تولید این محصولات گفت: حتی اگر جلوی چشمم از بهترین جای گوشت هم در تولید این فرآورده‌ها استفاده کنند لب به سوسیس و کالباس نمی‌زنم.

احمد شیبانی درباره وضعیت تولید فرآورده‌های پروتئینی در کشور افزود:‌ وقتی ما حدود ۲ سال پیش مسئولیت غذا و دارو را پذیرفتیم برخی تولید کنندگان سوسیس و کالباس از خمیر مرغ که حاوی همه امحا و احشا و آشغال مرغ بود استفاده می‌کردند. وی ادامه داد: ما نامه نوشتیم که جلوی این کار را بگیریم، بگذریم که چقدر اذیت شدیم و چقدر مقاومت کردند اما این یک واقعیت است که می‌گفتند اگر ما از این مواد استفاده نکنیم ضرر می‌کنیم.

معاون وزیر بهداشت گفت: برخی کارخانه‌های بزرگ و معروف آمدند که این دستورالعمل را رعایت کنند اما بعد معلوم شد که یکسری تولید کنندگان زیر پله‌ای و قاچاق در بازار هستند که این کارها را می‌کنند و محصولات با قیمت ارزان وارد بازار می‌کنند و در اختیار ساندویچی‌ها قرار می‌دهند. وی افزود: کارخانه‌های بزرگ و معروف سوسیس و کالباس که از وزارت بهداشت پروانه دارند، مشکلات کمتری دارند اما همه سوسیس و کالباس‌های که در بازار هستند که از برندهای معروف نیستند، شما می‌روی در ساندویجی یک کالباس یا سوسیسی را لای نان می‌گذارد و به شما می‌دهد از کجا می‌دانید که چیست.

رئیس سازمان غذا و دارو اضافه کرد: تازه سوسیس و کالباس فله هم در بازار هست، ما وظیفه داشتیم این برخورد را داشته باشیم و محکم هم پای آن ایستادیم و گفتیم خلاف است بعد هم آیین نامه آن را به دانشگاههای علوم پزشکی ابلاغ کردیم و گفتیم پیگیری می‌کنیم. وی گفت: البته اگر محصولات قاچاق وارد بازار شود باید مسئولان معاونت بهداشتی وزارت بهداشت و بهداشت محیط با آن برخورد کنند و مأموران بهداشتی که در محل عرضه مرغ در مغازه‌ها حاضر می‌شوند و جلوی آنها مرغ را پوست می‌کنند و اشغالش را در یک ظرف می‌اندازند باید مراقبت کنند که این آشغالها وارد سیستم نشود.


- غیر استاندارد بودن نود درصد سوسیس و کالباس ها

تابناک: اداره كل استاندارد استان تهران اقدام به نمونه برداری 26 نمونه سوسیس و كالباس و همبرگر از مراكز عرضه و فروشگاه های زنجیره ای نموده و این نمونه ها از نظر منشاء بافت گوشتی مورد آزمون قرار گرفت که از بیست نمونه سوسیس و كالباس متأسفانه 18 مورد نامنطبق بوده اند ...

موارد مردودی نشان می دهد كه تولیدكنندگان از چربی صفاقی(چربی موجود در دستگاه گوارش و لابه لای روده ها) غضروف شفاف مربوط به دستگاه تنفسی و ریه، عروق، رگ و اعصاب و بافت پیوندی (پوست رگ و پی و چربی ضایعات گوشتی) یعنی بافت هایی خاص كه عضله نیستند و تولیدكنندگان طبق استاندارد ملی مجاز به استفاده از این بخش از لاشه دام در تولید فرآورده های گوشتی نیستند استفاده شده است.

بنا به گزارش روابط عمومی اداره كل استاندارد و تحقیقات صنعتی استان تهران، اسامی تولیدکنندگانی كه تولید با استفاده از بافت های غیر مجاز داشته اند به شرح زیر است:

1. كالباس خشك تیكه ای 60 درصد شام شام
2. كالباس خشك 60 درصد آندره
3. كالباس خشك 60 درصد مروارید سفید گلبرگ
4. كالباس خشك دانماركی 62 درصد سولیكو(كاله تهران)
5. كالباس خشك 60 درصد آركا
6. كالباس خشك مارتادلا 50 درصدآرشاك (كیلا)
7. كالباس خشك 60 درصد صنوبر
8. كالباس لیوز 55 درصد دارا (راجی)
9. سوسیس آلمانی 40 درصد شوكا طعام
10. كوكتل گوشت سولیكو 55 درصد كاله تهران
11. سوسیس كوكتل 55 درصد شام شام
12. سوسیس آلمانی 40 درصد گوشتیران
13. كوكتل 55 درصد مروارید سفید گلبرگ
14. كوكتل 60 درصد آرشاك (كیلا)
15. سوسیس آلمانی 40 درصد ماسیس
16. سوسیس آلمانی 40 درصد آدلی
17. سوسیس آلمانی 40 درصد صنوبر
18. همبرگر معمولی 60 درصد كابی آمل


- پنج خطر سوسیس و کالباس برای بدن

ایسنا: سوسیس و کالباس، یکی از نمونه‌های مواد غذایی است که به راحتی آماده مصرف می‌شود و در عین حال بسیار خوشمزه است و به همین دلیل طرفداران زیادی در میان مردم دارد. اما افزایش استقبال مصرف کنندگان از انواع سوسیس و کالباس، در شرایطی مشاهده می‌شود که بسیاری از متخصصان تغذیه، به مضرات مصرف این نوع مواد غذایی اشاره می‌کنند. این در حالی است که مصرف نوشابه‌ها،‌ سوسیس و کالباس نیز همپای این مواد هر روز افزایش می‌یابد به همین علت اغلب کودکان و نوجوانان با مشکل کمبود آهن، روی و انواع ویتامین‌ها مواجه هستند و رشد آن‌ها به طور کامل انجام نمی‌شود.

سیدضیاءالدین مظهری متخصص تغذیه در این رابطه می‌گوید: دو مسأله اصلی در موضوع استفاده از سوسیس و کالباس وجود دارد که سوسیس و کالباس از چه موادی تهیه می‌شود و در تهیه این فرآورده آیا از استانداردهای تعیین شده، تبعیت می‌کنند. تمام محصولات موجود در بازار در کارخانه‌های نام‌آور تولید نمی‌شود، مشخص نیست سوسیس و کالباس‌های فله‌ای موجود در بازار با چه مواد اولیه‌ای و در چه اماکنی تولید می‌شود و نباید میزان مصرف مواد نگه‌دارنده نیترات و نیتریت در این مواد از میزان استاندارد بیشتر باشد و مدت نگهدارندگی آن‌ها نیز نباید افزایش یابد. این مواد توان دفاعی بدن را تحت فشار قرار می‌دهد و موجب هجوم اسیدهای چرب اشباع شده، می‌شود و عوارض آن به صورت بیماری‌های قلبی، عروقی و سرطان‌ها بروز می‌کند. مصرف استاندارد مواد نگه‌دارنده مسئله‌ای ایجاد نمی‌کند اما بیش از آن خطرناک است.

1. سوسیس، فشار خون را بالا می‌برد


کارشناسان تغذیه در انگلیس هشدار دادند مقدار نمک موجود در اکثر سوسیس‌ها بیشتر از نمکی است که در یک پاکت چیپس وجود دارد. گروهی از متخصصان تغذیه به مطالعه روی محتوای نمک موجود در گوشت تازه، گوشت منجمد و سوسیس‌ها پرداختند و متوجه شدند از بین 246 محصول مختلف سوسیس که در این کشور توزیع می‌شود مقدار نمک موجود در آن‌ها بیش‌تر از نمک یک پاکت چیپس است.

2. سوسیس و کالباس؛ مضر برای پوست


در سال‌های اخیر استفاده از فرآورده‌هایی چون سوسیس و کالباس به صورت چشمگیری افزایش یافته است. این در حالی است که این مواد در کنار طعم جذب کننده‌ی خود، مضرات فراوانی خواهند داشت.
دکتر فرید صفر، پژوهشگر بیماری‌های پوستی گفت: مصرف زیاد سوسیس و کالباس ممکن است در مواردی کهیر ایجاد کند اما در بیشتر موارد تشدید کننده‌ی برخی بیماری‌های پوستی از جمله خارش و یا بیماری‌های حاد پوستی است. بیشترین عامل تحریک کنندگی این مواد، فلفل، ادویه و مواد رنگی و افزودنی است که در آن به میزان زیاد وجود دارد بنابراین به افرادی که سابقه بیماری‌های پوستی، خارش یا کهیر دارند، توصیه می‌شود مصرف این قبیل فرآورده‌ها را به حداقل برسانند و ترجیحاً از مصرف آن‌ها خودداری کنند. ضمناً در بسیاری از موارد اطمینانی از سلامت گوشت مصرفی در این فرآورده‌ها نیز وجود ندارد.

3. خطر بروز سرطان مثانه با مصرف سوسیس و کالباس

مصرف سوسیس و کالباس خطر بروز سرطان مثانه را 30 درصد افزایش می‌دهد. محققان تاکید کردند: مواد افزودنی که در گوشت‌های فرآوری شده شامل سوسیس و کالباس استفاده می‌شوند، خطر ابتلا به این سرطان را تشدید می‌کنند. محققان در تشریح این اثرگذاری، متذکر شدند که نمک‌هایی مثل نیتریت سدیم و نیترات سدیم در این غذاها می‌توانند با اسید معده واکنش انجام داده و در طول فرآیند هضم و جذب غذا، مواد سرطانی را تشکیل دهند. در این پژوهش دانشمندان انستیتو ملی سرطان در راکویل آمریکا، رابطه بین مصرف افزودنی‌های گوشتی و خطر بروز سرطان مثانه را مورد ارزیابی قرار دادند.

4. مصرف سوسیس و کالباس و ابتلا به بیماری‌های ژنتیکی


محمد تقی اکبری، رئیس انجمن ژنتیک ایران می‌گوید: مصرف سوسیس و کالباس قطعاً در ابتلا به بیماری‌های ژنتیکی اثر دارد، البته این ابتلا به مرور اتفاق می‌افتد. میزان بیماری‌های ژنتیک در ایران نظیر سایر کشورهاست و در مواردی به دلیل ازدواج خویشاوندی بیشتر از سایر کشورها می‌باشد.‌ امکانات موجود برای تشخیص و شناسایی بیماری‌های ژنتیکی به این صورت است که سازمان بهزیستی مراکز مشاوره ژنتیک برای بیماری‌های ژنتیک طی دهه گذشته در استان‌های مختلف ایجاد کرده است و مراکز بهداشت سراسر کشور نیز به بیماری‌های ژنتیک پرداخته‌اند.

در حال حاضر حداقل 13 تا 16 هزار بیماری ژنتیکی وجود دارد که برخی از آن‌ها شیوع بالا دارد و شیوع برخی خیلی پایین است. متأسفانه آمار دقیقی از همه مبتلایان به بیماری‌های ژنتیکی نداریم؛ اما در مورد بیماری‌های غربالگری شده مانند تالاسمی می‌توان آمار داد. بیماری‌های ژنتیکی 2 دسته هستند: این بیماری‌ها یا ارثی هستند و از پدر و مادر به ارث می‌رسند یا بر اثر جهش جدید در ژن فرد به وجود می‌آید. به عنوان مثال آکندروپلازی که کوتاهی قد را موجب می‌شود، دوسوم به علت جهش جدید در ژن ایجاد می‌شود. یک‌سوم افرادی که به هموفیلی مبتلا می‌شوند بر اثر جهش جدید است و قبلاً پدر و مادر فرد به آن مبتلا نبوده‌اند.

5. دشمنی سوسیس و کالباس با قلب


برای کاهش خطر حملات قلبی و دیابت افراد باید از مصرف زیاد گوشت‌های فرآیند شده اجتناب کنند. به عنوان مثال نباید زیاد در وعده‌های غذایی خود هات‌داگ، سوسیس و یا کالباس بخورند. مصرف این غذاها نباید بیش از یک بار در هفته باشد. طبق تحقیقات دانشمندان دانشگاه هاروارد روی یک میلیون و دویست هزار نفر که نتایج آن در کنفرانس انجمن قلب آمریکا مطرح شد، مشخص شد 23 هزار و هشتصد نفر از این افراد دچار بیماری‌های قلبی بوده و 2 هزار و دویست نفر هم به سکته مبتلا شده و 10 هزار نفر دیابت داشتند.

مصرف بیش از حد مواد افزودنی در سوسیس و کالباس خطرناک است و رادیکال‌های آزاد که بر اثر استفاده از این مواد به وجود می‌آید، می‌تواند اطلاعات DNA را تغییر دهد و یک سلول سالم را به سمت سرطانی شدن سوق دهد. محققان در این بررسی دریافتند که افرادی که گوشت قرمز فراوری نشده مصرف می‌کردند به طور قابل توجهی کمتر در معرض خطر بیماری‌های قلبی و دیابت قرار داشتند. اما در هر حال خوردن گوشت‌های فرآیند شده با افزایش خطر ابتلا به این دو بیماری ارتباط داشت. در واقع برای هر 50 گرم گوشت فراوری شده در هر وعده خطر بیماری‌های قلبی تا 42 درصد افزایش می‌یابد و خطر دیابت نیز تا 19 درصد بالاتر می‌رود. به گفته محققان وجود نمک، مواد شیمیایی نگه‌دارنده و چربی دلیل ابتلا به بیماری‌های قلبی و دیابت است.